كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
144
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
427 / 1080 فتح حلب به دست عقيليان ( بنى عقيل ) مرداسيان بخشى از قبيله عرب شمالى كلاب بودند كه در اوائل قرن پنجم / يازدهم از سرزمينهاى مسير فرات و در شمالشرقى شام به حلب مهاجرت كردند و رئيس آنها صالح بن مرداس در 415 / 1024 آنجا را فتح كرد و بنابراين ، آنها اساسا كموبيش ، ميراثبر حمدانيان شدند ( بنگريد به شمارهء 32 ، 2 ) . مهاجرت مرداسىها بخشى از حركت كلى بدويان - كه بيشتر آنها ( اما نه مرداسىها ) دستكم اسما شيعىمذهب بودند - براى سكونت در حواشى عراق و شام در طى قرن چهارم / دهم و اوايل قرن پنجم / يازدهم بود . امكان دارد كه وضعيت ناآرام صحراى شام كه در نتيجه قيامهاى قرمطيان در آنجا پيش آمده بوده ، انگيزهء اين مهاجرتها بوده باشد . صالح و پسرانش نصر و ثمال همينكه در حلب مستقر شدند ، مىبايست از يك سو از خويشتن در برابر فاطميان كه بر آن بودند كه شمال شام را از نو به زير فرمان خود درآورند و از سوى ديگر در مقابل بيزانسىها در زمان فرمانروايى باسيليوس دوم ملقب به بلغاركش و رومانوس سوم ارگوروس دفاع كنند ، هرچند نظر مساعد يونانيان دربارهء آنها ، يكى از عواملى بود كه سبب شد آنها بتوانند به عنوان يك قدرت مستقل نيم قرن دوام بياورند . حكمران فاطمى دمشق براى مدت چهار سال ، يعنى 429 - 433 / 1038 - 1042 حلب را اشغال كرد و در مورد دوّمى ، ثمال مجبور شد كه حلب را رها سازد و آن را با شهركى در كرانه شام و فلسطين ، به علت فشار اهل القبايل كلابى در داخل حلب ، مبادله كند . پيشرفت سلجوقيان به سوى غرب و پيدا شدن سروكلهء دستههاى تركمن و ماجراجويان نظامى مختلف در شمال شام ، همراه با فتور نفوذ فاطميان در آنجا وضعيت جديدى در پيش روى مرداسىها گذاشت . ازاينرو ، آنها به سود خود ديدند كه اطاعت خويش را از فاطميان برگيرند و به متابعت از عباسيان سنى مذهب بپردازند و تسليم البارسلان سلجوقى شوند . در اواخر كار نفوذ مرداسىها در حلب در نتيجهء مشاجرات ميان سربازان مزدور ترك كه اميران مرداسى ناچار به گرفتن آنها شده بودند و مردان قبيله كلاب رو به سستى نهاد و در 468 / 1076 جنگى داخلى ميان دو برادر مدراسى سابق و وثّاب درگرفت . فشار تنش سلجوقى بر حلب كه بر آن بود كه اميرنشينى براى خود در شام به وجود آورد ( بنگريد به شماره 91 ، 2 ) سابق را مجبور ساخت كه در 472 / 1080 شهر را به مسلم بن قريش عقيلى تسليم كند ( بنگريد به شمارهء 38 ) . در مقابل به اعضاى خاندان مرداسى ، شهرهاى مختلفى در سوريه داده شد و آنان تا